بارون می اومد........
دلم گرفته بود رفتم زیر بارون....
صورتمو گرفتم به طرف اسمون داد زدم گفتم خدایا مگه من چی کار کردم؟؟؟؟؟؟
خدایا به همین بارون قسمت میدم یا این چیز هارو تموم کن یا منو راحت کن........
زدم زیر گریه
صورتم خیس شد اما از بارون چشمام
یادم اومد یه روزی اینو بهم گفتی هر وقت بارون اومد بدون دارم پشت ابرا گریه میکنم
صدات زدم اما کسی جوابمو نداد زدم زیر گریه
بهم گفتی اگه وقتی بارون می آد ارزو کنی بر اورده میشه
منم از ته دل ارزو کردم که...
اومدم پایین صورتم خیس شده بود همه بهم گفتن چه بارونی می آد
اما هیچ کس نفهمید صورت من از بارون چشمام خیس شده