¶....¶۩..)¶ ¸.۞مرام ما تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته ۞´¶¸۩¨)¶.... ¶
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 21:41 توسط شایان
|
نمی دانم چرا هر کس با ما آشنا شد بی وفا شد
نمی دانم از اول بی وفا بود یا که نازش را کشیدم بی وفا شد
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست
عهد با هر که بستیم جانمان در دست اوست
+
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 14:20 توسط شایان
|
اه ای سنگ صبور کاشکی در دل من صبر تو بود کاش میشد که تحمل کنم این مردم را زندگی چیست مگر؟ زندگی زندان است و در ان زنده بودن بی شوق بی شور تهی از پنجره ها خیمه شب بازی ها بس مسخره است......